از همه بیشتر اختصارش را دوست دارم که نشان از روح بلند او دارد؛ روحی که در تک تک روزهای سردِ تمامی سالها ریشه کرده و در یکی از همبن روزها و عموماً تنها یکبار در سال، به هیئت مادی در می آید و به ما لبخند میزند و هر چه بیشتر خودش باشد خوش حالتر است..
آدم برفیِ امسال من، شخص بسیار محترمیست و خاصیتی شدیداً انسانی دارد. به قله ی کوه نگاه میکند همانجا که نور طلایی روز، نوک صخره ها را نارنجی کرده. او آرام خوابیده و با لبخندی گشاد همه را به خنده وامیدارد. حرارت پنهان در ذغال های نیم سوز نگاهش آدم را گرم میکند و بسیار خوش حال است از اینکه یک بینی واقعی دارد و هویجی در کار نیست..
او سال گذشته هم از گردن به بالا ظاهر شد البته کلاهش را هم آورده بود، کلاهی که بوی ته مانده های پاییز میداد. امسال اما سرش بی کلاه است و ما توانسته ایم بخشی از موهای قهوه ای او را ببینیم..
چگونگی مواجهه ی من با آدم برفیِ سال بعد را تنها خدا میداند و آدم های برفی..