آره مامان جون چون دوسٍت دارم میگم دوست دارم همیشه تو سلامت باشی. پس فهمیدی چیکار باید بکنی؟ آفرین .. هیچ کاری نباید بکنی اصلاً وارد آش پز خونه نشو  باشه؟ مامان بزرگ اگه چایی بخواد خودش واسه خودش درست میکنه شما نمیخواد دست به کتری بزنی دسته ی کتری شُله کتری هم که سنگین کافیه یکی دو قطره آب جوش بریزه رو دستت اون وقته که میسوزی یکدفعه بی هوا کتری رو ول میکنی .. آب جوش میریزه رو سر رو صورتت کبابت میکنه اون وقت پوستت میسوزه و چروک میشه دیگه هم درست نمیشه مثل اولش .. همش باید پماد بزنی؛ تازه، پر میشه از چرک و چروک و زخم و گوشت اضافه .. اینقدر سوختگی درد داره که خدا میدونه .. میفهمی عزیزم اینایی رو که میگم؟ شما اصلاَ وارد آشپزخونه نمیشی .. دختر خالتو که یادته حرف مامانشو گوش نکرد صبر نکرد چراغ سبز شه بعداً از خیابون رد شه .. هنوزم که هنوزه پاشو نمیتونه جمع کنه تازه اون همه هم درد کشید .. دخترم اتفاق یکدفعه میفته یک بار  یک لحظه.. باید حواستو جمع کنی. حرفای منو میفهمی عزیزم؟
ممنون آقا همین کنارا پیاده میشیم.. پس یادت باشه که چایی دم کردن کار شما نیست مامان بزرگ خودش از خودش پذیرایی..آی پااااااام  آقا نگه داااااار !
چی شده خانم؟!
دنده عقب برید پام زیر چرخ ماشین گیر کرده..آخ.. پامو زود گذاشتم بیرون ماشین داشت حرکت میکرد..
مامان چی شدی؟
هیچی عزیزم .. پای راستم موند زیر چرخ.. ولی شما حواست به چیزایی که گفتم باشه..دسته ی کتری یه مقدار شُله خودشم که سنگین اگه بی هوا فقط چند قطره...............................پر از زخم و تاول.............................خالت که یادته.......................................آی پام......................................مامااااان ! وایسا چراغ قرمزه