وقتی جوهر رو میریزن روی پشم گوسفند، میشه دوات. کریمه اینو گفت و به نوشتن ادامه داد. تو کتاب خوشنویسی کلمه های زیادی هستند که بچه ها نمی دونن معنی شون رو مثل همین "دوات" یا مثلاً "دریاب" . البته من به مریم توضیح دادم که بعضی از لغتها خیلی ادبیاتی هستند. یعنی اینکه بیشتر توی کتاب ها بکار میرن و نه در گفتار معمولی و روزمره ی آدمها؛ مثل "دریاب" یعنی بفهم و آگاه باش. سرِ "باج" هم کلی صحبت داشتیم از باج دادن و باج گرفتن..قصه های جالبی این میون پیش میاد که مفیدتر از خط تحریرین. فکر بچه ها به کار می افته. به گفتگوی روزمره ی بزرگترها انگار که بیشتر دقیق میشن. یکدفعه مثال هایی رو از جاهایی میکشن بیرون که آدم فکرش رو هم نمیکنه. اونها به همه چیز دقت میکنن حتی بچه هایی که از نظر خیلی از آدم بزرگها و معلم ها ، خنگ هستند. و خنگ بودن اونها دروغی است باورنکردنی..