شه ری ور
مورچه ها بدون اینکه من بخواهم می میرند و فکرم درگیر می شود
گربه های کسل، روی دیوار و آسمانی که از باریدن خسته شده
چه بوی پاییزی می دهد این هوا
درختان شهریوری برگ برگ می ریزند و می پوشند مورچه های مرده را
بوی خاک باران خورده ی همیشه مطلوب، در حال عبور است و شیار موزاییک ها، راه آب کرت بندی را میماند
اکنون تنها نان سنگک است که فضا را می شکند و عطرش آدم را از بیحالی به در می کند
صبر باید کرد..
+ نوشته شده در دوشنبه ۷ شهریور ۱۳۹۰ ساعت 21:59 توسط سوده
|