ذهنم به تاریخ رفت و سریع به حیاط دویدم تا که آسمان را تماشا کنم اما همان ساختمان چهار طبقه باز هم مقابلم ایستاد همان ساختمان آجر سه سانتی. باز هم نتوانستم باز هم نشد.. اینکه چیزی دید آدم را مسدود میکند بد است آنهم از نوع ساختمان و از آن بدتر، از نوع بدغواره اش.. تا آنجا که میشود ماه کامل را نباید از دست داد.. دلم آسمان میخواست و حیاط ما کوچک بود. کاش می شد که به خیابان زد..