آبسردکن
تیغ آفتاب است خورشید در وسط آسمان و بینهایت روز؛ از روزهای آخر بهار همانجایی که فصل ها پوست
می اندازند روزی به واقع تابستانی که در آن آب، نهایت معنای خود را داراست در یک شهر شلوغ ..
برهوتی است در راه آبِ آبسرد کن پر از مورچه هایی که ردیف ردیف می آیند و می روند. شیرِ آب به ناگاه
باز می شود مورچگان از فرط خوشحالی و از گرمای مفرط ، به سوی اضافات آب حمله می برند و سوار بر
آب، راهی فاضلاب .. کودک خنک می شود ، مورچه ها هم ..

+ نوشته شده در شنبه ۱۵ خرداد ۱۳۸۹ ساعت 19:12 توسط سوده
|