سلام
اول از همه عیدتون مبارک باشه خیلی زیاد
دوم اینکه از امروز جشنواره موسیقی فجر شروع میشه. خوبه اگه بتونید برنامه هاشو دنبال کنید. امسال بعضی اسامی وارد لیست برنامه ها و اجراها شدن که حضورشون هم غیرمنتظرست و هم نقطه قوتی محسوب میشه ما بین اسامی و گروه های تکراری سالهای قبل. به هر حال یک همچین موقعیت هایی فقط سالی یکبار پیش میاد اون هم در جشنواره و بعد از جشنواره دردسرهای همیشگی از جمله مجوز ندادن ها و کنسرت لغو کردن ها بعد از پیش فروش بلیط و بهانه گرفتن ها، شروع میشه طبق روال عادی رسوم ارشادی.
برنامه جشنواره رو میتونید از اینجا ببینید.
بلیط رو باید از گیشه تالار وحدت تهیه کنید؛ راستی اگر دانشجو هستید کارت دانشجویی همراهتون باشه چراکه گفتند با ارائه کارت دانشجویی، بلیط نیم بها حساب میشه.حالا هی بگید به ما بها نمیدن!

سوم اینکه گفته بودم خلاصه کتاب "چندنامه به شاعری جوان" اثر ماریا ریلکه رو تموم میکنم و هنوز هم سر حرفم هستم ( البته این نوع خلاصه نویسی، همونطور که در پست چندنامه1 گفته بودم، انتخاب هایی ست بر مبنای سلیقه شخصی ). متنی که در ادامه آوردم، بخش انتهایی از گزیده نویسی کتاب چندنامه است:

"...یکنواختی روابط مردم با یکدیگر نتیجه کاهلی نیست بلکه بیشتر بر اثر احتراز از مجهولی است که نمی دانند از کجا برخاسته است و در خود طاقت آن را نمی بیند که با او روبرو شوند..." ص69

"...تنها کسی که همه چیز را می پذیرد و و از دقایق امور نیز اگرچه معما باشند چشم نمی پوشد، می تواند روابط فردی را چنانکه باید حفظ کند و در همان حال حق زندگانی خود را ادا نماید." ص69

"...این زندگانی که در آنیم از همه چیز با ما مساعدتر است..." ص70

"...اگر بیمی هست از خود ماست و اگر پرتگاهی هست در ماست و اگر خطری هست باید بکوشیم که آن را دوست داشته باشیم." ص70

"...اگر در زندگانی بنا را براین بگذاریم که باید با دشواری درآویخت، آنگاه هر چه امروز در نظر ما غریب است، آشنا و دوست خواهد شد..." ص70

"...شما که می دانید در مسیر تکامل هستید باید تحول را دوست داشته باشید..." ص70

"...اگر کوشش خود را فوق طاقت می شمارید به سبب آن است که کامیابی را بسیار مهم گرفته اید..." ص72

"...بکوشید که هر روز بیش از پیش خود را به خلوت خویش و به هرآنچه دشوار است تسلیم کنید. درباره نکته های دیگر بگذارید که زندگانی کار خود را انجام دهد و باور کنید که همیشه حق با زندگیست..." ص76

"...هرچه موجب افزایش وجود شما باشد خوبست..." ص76

"...هر هیجانی خوبست اگر همه خون شما را به گردش آورد. به شرط آنکه مستی و یا انقلاب نبوده بلکه نشاطی در کمال صفا باشد که مانند آیینه در آن نظر بتوان کرد..." ص76

"...چون شک خواست بر نکته ای مستولی شود، از او برهان بخواهید. مراقبش باشید. شاید رد پایش را پیدا کنید و شاید او را از جا ببُرید. پیشش سپر نیندازید. دلایلش را بپرسید و هرگز از این نکته غفلت نکنید. روزی خواهد رسید که این مایه ویرانی از بهترین کارگران شما بشود. یعنی زیرک ترین کارگرانی که بنیان زندگانی شما را بنا می کند." ص76و77

"...از همه طرق زندگی، آن طریقه برای ما لازم است که ما را برانگیزد و با امور مهم زندگی روبرو کند." ص82

"هر طریقه معاشی که با امور واقعی مربوط باشد به هنر نزدیک تر از طریقه هایی است که با زندگی رابطه ندارد و اگرچه تقلیدِ هنر است ، موجب فروگذاردن و پست کردن آن می گردد. روزنامه نویسی و انتقاد و سه ربع از آنچه ادبیات خوانده میشود، از این قبیل است..." ص83

"...مرگ تنبل است. اگر زندگان هر دم او را برنینگیزند، شاید هم خوابش ببرد." ص90

"...باید به کناری رفت و به سکوتی که آسان بدست نمی آید متوسل شد؛ و شاید مردگان هم کسانی هستند که به کناری رفته اند تا درباره زندگی اندیشه کنند." ص91

 تمام

امیدوارم که دوستش داشته باشید و به اونها فکر کنید. هرچند که این تنها یک شیوه از نگاه به زندگیست اما من به شخصه نوع نگاهش رو دوست داشتم و فکرم رو مشغول کرد آنهم از نوع خوبش.