هشتصدمین زادروز تولد مولانا جلال الدین محمد بلخی مبارک

از دفتر سوم مولانا:
آن یکی "الله" میگفتی شبی
تا که شیرین میشد از ذکرش لبی
گفت شیطان: "آخر ای بسیار گو!
این همه الله را لبیک کو؟
می نیاید یک جواب از پیش تخت
چند الله میزنی با روی سخت؟ "
او شکسته دل شد و بنهاد سر
دید در خواب او خِضِِر را در خُضَر*
گفت: "هین! از ذکر چون وامانده ای؟
چون پشیمانی از آن کِش خوانده ای؟ "
گفت: "لبیکم نمی آید جواب
زآن همی ترسم که باشم ردِ باب"
گفت: "آن الله تو لبیک ماست
وآن نیاز و درد و سوزت پیک ماست
حیله ها و چاره جویی های تو
جذبِ ما بود و گشاد این پای تو
ترس و عشق تو کمند لطف ماست
زیر هر یارب تو لبیک هاست"
جان جاهل زین دعا جز دور نیست
زآنکه یارب گفتنش دستور نیست
بر دهان و بر دلش قفل است و بند
تا ننالد با خدا وقت گزند
*خِضِر: خضر پیامبر/ خُضَر: سبزه زارها
+ نوشته شده در دوشنبه ۸ مهر ۱۳۸۷ ساعت 13:38 توسط سوده
|